خوابوندن ترمه !!!
دخمل گلم امروز عصر ساعت 6:30 بابا رفتن مشهد البته مثل همیشه با یک ساعت تاخیر بعد از رفتن بابایی پدر جون اومدن دنبالمون و ما رو آوردن خونشون از ساعتهای حدود 9:30 مامان جون میخوان تورو بخوابونن و تا الان که ساعت 11:30 و من دارم این مطالب رو مینویسم مامان جون همچنان درگیر خواب کردن شماست حالا هرچی من میگم ترمه جون تا ساعت 1:30 -2 بیداره مامان جون و پدرجون قبول نمیکنن خدا کنه که امشب و زود بخوابی عزیزم چون هنوز دو شب دیگه مونده که اینجا باشیم تا بابایی برگرده اینجا هم با پدرجون داری تلوزیون نگاه میکنی ...





